نظر علي الطالقاني

53

كاشف الأسرار ( فارسى )

اكملند . و بالبديهه به قدر پستى حيوان از انسان لذت او پست است و به قدر بلندى و ابدى البقاء بودن انسان لذت او هم بلندتر و بادوام‌تر است . وَ يُؤْتِ كُلَّ ذِي فَضْلٍ فَضْلَهُ . 131 پس لذت تو از آن جهت كه تو توئى و حيوان نيستى اينها نيست و آن لذت قوه عاقله است كه هيچ احتياج به خارج ندارد و لذّت او محض ادراك است و مدرك وى مجردات ابدى البقاء است و حجابى به غير از علايق بدنى كه همين حواس ظاهره و شكم و فرج است در ميان نيست . لا يقال اين‌ها كه حجاب مقصودند چرا خدا ايشان را آفريد . جواب آن است ، اما شكم و فرج كه نكته‌اش را فهميدى ، و كذا بىلامسه ، كه گرم و سرد و تر و خشك نفهمد هم ممكن نيست . و ايضا اشاره شد كه وجود قوهء عاقله و كذا تعقل وى و كذا عمل و بندگى ، بدون اينها و بدون حيات دنيوى ممكن نيست . و ايضا طفره محال است . تا اين درجات و مقام حيوان سير نكنى به مقام انسان نرسى . و ايضا تو نسخه منتخب عالم كبيرى و فيك انطوى العالم الاكبر 132 ، بايد همه چيز در تو باشد . پس از آن كه ماده و نطفه قوه و لياقت اين همه را دارد ، اگر خداوند همه را ندهد بخل و ظلم لازم آيد . تعالى اللّه علوّا كبيرا . و چون اين مطالب را در سال‌هاى پيش در بيان قوس صعود و نزول به تفصيل و برهان گفته‌ايم هر كه خواهد به آن مجالس رجوع كند . پس اى عزيز تو همت بگمار كه انسان شوى و لذتى كه خدا از براى تو مهيّا كرده به او برسى و قدرى از اين مقام حيوانى چشم بپوش . ببين كه چه قدر پست است كه خر و گاو با تو شريكند . علاوه بر اين چقدر مزاحم دارى ، پى تحصيل هر لذّت روى هزار هزار با تو معارضند و چون به زحمت به كف آرى هميشه در خرج كردنش خائفى كه تمام نشود . برو پى علم و عمل و لذت انسانى كه نه در تحصيلش معارضى و نه در خرجش نقصانى ، بلكه هر چه بيشتر خرج كنى زيادتر گردد و هرگز از تو مفارقت نكند . تا تو توئى او با تو است و تو هميشه خواهى بود . همنشينى تحصيل كن و معشوقى به كف آر كه خوف مفارقت و ضرر هجران نداشته باشى . چه معشوقى بهتر از خدا مىخواهى كه به يك كرشمه جهان را آفريده و با اين جمال و كمال هرگز ناز و قهر نكند و اگر شبرى به سوى او روى ذراعى به سوى تو آيد ، كما فى الحديث القدسى من قدم الىّ شبرا قدمت اليه ذراعا 133 : هر كه به سوى من آيد يك وجب ، من به سوى او آيم يك ذراع . و اگر تو ناز كنى نازت بكشد و اگر پشت به او كنى رو به تو آرد و تو را ندا كند و هر چه با او